ته به ته 

واژه هاي زندگي

Monday, May 26, 2008


تا متوجه نشویم که همه گی با هم برابرهستیم، هیچ کدام آزاد نخواهیم شد.

آزادی یعنی این که انسان بتواند در لحظه از زندگی هر چه بخواهد، باشد. آگر مجبور هستید به شیوه خاصی رفتار کنید تا آن چه دوست ندارید نباشید در دام افتاده اید.

در برابر هر چه مقاومت کنی تداوم می یابد.

با نفی هر یک از جنبه های خود بخشی از آن چه را که برای یکپارچه گی بدان نیاز داریم انکار می کنیم و بی آن که بدانیم ارزشمند ترین جنبه های مان را به اشخاص مورد محبت یا مورد نفرت خود می دهیم . ما به دلیل آن که به پیش داوری ها و خرده گیری های خود بیش از اندازه بها داده ایم نمی توانیم بعضی از موارد را پذیرا شویم. ما شجاعت اشتباه کردن و مسوولیت پذیری را نداریم. ما از بی نقص نبودن می ترسیم و این شجاعت را نداریم که بپذیریم آن حالاتی که در دیگران بسیار بد می دانیم در واقع همان مواردی هستند که در وجود خودمان بد می دانیم. می ترسیم که استعداد و نیروی مان ما را منزوی کند، زیرا در پیرامون خود فقط پیش پا افتادگی و معمولی بودن را می بینیم . ما آن چنان از طرد شدن می ترسیم که ارزشمندترین موهبت های خود را می فروشیم تا مقبول واقع شویم. ما این روش را به عنوان وسیله ای برای بقا آموخته ایم و آن قدر به این کار ادامه می دهیم تا دیگر برای خودمان غیر قابل تحمل شویم. در این حالت وجود این احساس مسموم چنان دردناک می شود که ناگزیر پیوسته در زندگی خود شرایطی ایجاد می کنیم تا به ما یادآوری کنند که بی ارزش هستیم و شایسته آن نیستیم که رویاهای مان را برآورده کنیم. فقط خود شما می توانید این دور معیوب را متوقف کنید.

دبی فورد / از کتاب نیمه تاریک وجود

*****************************************
نکته مهم آن است که بتوانید درهر لحظه آن چه را که هستید فدای آن چه که می توانید بشوید کنید.
چارلز دوبوا

0 Comments:

Post a Comment

<< Home